حسابداری به عنوان یکی از مهم ترین ابزارهای مدیریت مالی و اقتصادی، از اصول و میثاق های مختلفی بهره می برد که به دقت و صحت گزارش های مالی کمک می کنند. در این مقاله از حسابداری آپاداس قصد داریم به بررسی اصول و میثاق های محدودکننده حسابداری بپردازیم و اهمیت آن ها را در بهبود کیفیت گزارش های مالی توضیح دهیم. فایل پادکست صوتی زیر حاوی خلاصه ای از مطالب این صفحه می باشد جهت کسب اطلاعات بیشتر پیشنهاد می شود آنرا پخش نمایید:
اگر به دنبال درک این هستید که میثاقهای محدود کننده حسابداری چه نقشی در گزارشگری مالی ایفا میکنند، باید بدانید که این میثاقها در واقع فیلترهای عملیاتی و تعدیلکنندههایی هستند که اصول پذیرفته شده حسابداری را در دنیای واقعی تعدیل میکنند تا اطمینان حاصل شود که گزارشگری مالی، ضمن حفظ قابلیت اعتماد، کارآمد، مقرون به صرفه و مرتبط با شرایط خاص هر صنعت باشد. این مفاهیم اساسی حسابداری، که گاهی اوقات به عنوان قیود حسابداری یا اصول محدودکننده حسابداری نیز شناخته میشوند، به حسابداران کمک میکنند تا در شرایط عدم قطعیت و پیچیدگی، قضاوت حرفهای صحیحی داشته باشند و اطلاعاتی را ارائه دهند که برای تصمیمگیری ذینفعان واقعاً مفید باشد.
در حالی که اصول اصلی حسابداری (مانند اصل تحقق درآمد یا اصل تطابق) چارچوب بنیادین گزارشگری را فراهم میکنند، میثاقهای حسابداری به عنوان مرزهای عملیاتی عمل میکنند. این مرزها تضمین میکنند که اطلاعات مالی نه تنها از نظر تئوری صحیح باشند، بلکه از نظر عملی نیز قابل اجرا و مقرون به صرفه باشند. درک این چهار میثاق اصلی برای هر دانشجوی حسابداری، مدیر مالی و تحلیلگر، حیاتی است تا بتواند گزارشهای مالی را به درستی تفسیر و از آنها استفاده کند.



میثاق های حسابداری یا اصول محدودکننده حسابداری قراردادهای مفهومی هستند که بر اصول حسابداری، استانداردهای حسابداری، و روش های حسابداری تاثیر می گذارند.
میثاقهای محدود کننده حسابداری چهارچوبهای عملیاتی هستند که مانع از آن میشوند که حسابداران درگیر فرایندهای پرهزینه یا بیاهمیت شوند و در عین حال، تضمین میکنند که اطلاعات ارائه شده، واقعبینانه و محتاطانه باشند.
اصول محدودکننده حسابداری
اصول و میثاق های محدودکننده حسابداری به مجموعه ای از قوانین و مقررات گفته می شود که برای جلوگیری از اشتباهات و افزایش شفافیت در گزارش های مالی تدوین شده اند. این اصول به حسابداران کمک می کنند تا اطلاعات مالی را به صورت دقیق و قابل اعتماد ارائه دهند. این چهار میثاق عبارتند از:
- فزونی منافع بر مخارج
- اهمیت
- خصوصیات صنعت
- محافظه کاری



اصل فزونی منافع بر مخارج
یکی از مهم ترین اصول محدودکننده حسابداری، اصل فزونی منافع بر مخارج است. بر اساس این اصل، هرگونه هزینه ای که در حسابداری ثبت می شود باید با منافع آن تطابق داشته باشد و هزینه ها نباید بیشتر از منافع حاصل از آن باشند. این اصل به حسابداران کمک می کند تا در هزینه کردهای مالی خود دقت کنند و تنها هزینه هایی را ثبت کنند که دارای توجیه منطقی باشند. تهیه اطلاعات حسابداری باید توجیه اقتصادی داشته باشد. براساس این اصل، درصورتی که هزینه تهیه اطلاعات حسابداری از منافع حاصل از آن ها بیشتر باشد و گزارشگری اطلاعات مذکور مقرون به صرفه نباشد، حسابدار می تواند از ارائه آن سرباز زند.
چگونگی اعمال: سنجش ارزش اطلاعات در مقابل هزینه جمعآوری
اعمال این میثاق، نیازمند قضاوت حرفهای است. برای مثال، یک شرکت بزرگ تولیدی ممکن است تصمیم بگیرد که جزئیات بسیار ریز هزینههای تولید هر پیچ و مهره را به صورت جداگانه در گزارشهای عمومی خود افشا نکند، زیرا هزینه ردیابی و گزارشدهی این جزئیات بسیار بیشتر از ارزش افزودهای است که برای تحلیلگران خارجی ایجاد میکند. در عوض، گزارشدهی در سطح کلیتر و بااهمیتتر انجام میشود. این میثاق، یک قیود حسابداری است که به مدیریت اجازه میدهد تا بین شفافیت کامل و کارآمدی عملیاتی، تعادل برقرار کند.



درواقع مبنای این اصل این است که، قبل از انجام هر کاری باید منافع و هزینه های مرتبط با آن را کاملاً شناسایی کرد و تنها در صورتی که سود حاصل از آن ها نسبت به هزینه ها بیشتر باشد، اقدام به تهیه آن ها نمود.
میثاق فزونی منافع بر مخارج بیان میکند که هزینه جمعآوری، پردازش و گزارشدهی اطلاعات مالی نباید از منافعی که آن اطلاعات برای استفادهکنندگان به همراه دارد، بیشتر باشد. این میثاق، یک اصل راهنما برای کارآمدی در گزارشگری مالی است. در دنیای واقعی، تولید اطلاعات مالی با جزئیات بسیار زیاد، میتواند بسیار پرهزینه و زمانبر باشد.



اصول و میثاق های محدود کننده حسابداری به مجموعه قواعد و استانداردهایی گفته می شود که چارچوب و محدودیت های انجام محاسبات مالی را مشخص می کنند. این اصول به حسابداران کمک می کند تا گزارش های مالی دقیق و منطبق با قوانین تنظیم کنند. اگر شما نیز به دنبال یادگیری اصول و مبانی حسابداری هستید، می توانید در اموزش حسابداری در تبریز شرکت کنید و با یادگیری این اصول، به درک بهتری از نحوه کار در حوزه مالی دست یابید.
اصل اهـمـیـت
در اصل اهمیت، حسابداران باید اطلاعات مالی را به گونه ای ثبت و گزارش کنند که دارای اهمیت و تأثیر بر تصمیم گیری های مالی باشند. این اصل به حسابداران کمک می کند تا تنها اطلاعاتی را ثبت کنند که دارای اهمیت بالایی باشند و از ثبت اطلاعات غیرضروری پرهیز کنند.
واحدهای اقتصادی مجازند درخصوص اقلامی که باتوجه به وضعیت، محیط و عملکرد واحد از جهت ارزش، ناچیز و کم اهمیت باشند، از به کارگرفتن روش های صحیح تئوریک اجتناب نموده و به جای آن از روش هایی استفاده کنند که کم هزینه تر، عملی تر و راحت تر باشد. براساس این میثاق در حسابداری، مبالغ اعداد و یا اقلامی که با توجه به وضعیت کلی یک مجموعه، میزان گردش مالی آن و محیطی که درآن به فعالیت می پردازد، کم ارزش و جزئی شناخته شوند، می توان از اعمال اصول حسابداری در مورد آن چشم پوشی کرد.



البته این نکته را باید متذکر شد که این اصل در میثاق های حسابداری هرگز به این معنا نخواهد بود که اقلام با ارزش پایین را به هیچ وجه نباید به حساب آورد و ثبت کرد، بلکه می توان برای آن ها از محاسبه استهلاک با توجه به عمر مفید بیش از یک سال چشم پوشی کرد و آن را به حساب هزینه ها منظور نمود.
اصل اهمیت در حسابداری (Materiality) شاید مهمترین و پرکاربردترین میثاق محدود کننده باشد. این میثاق بیان میکند که یک قلم یا رویداد مالی زمانی بااهمیت تلقی میشود که حذف یا تحریف آن بتواند بر تصمیمات اقتصادی استفادهکنندگان صورتهای مالی تأثیر بگذارد.
اهمیت، یک آستانه (Threshold) است. اگر یک اشتباه یا قلم مالی از این آستانه عبور کند، باید به درستی گزارش شود؛ در غیر این صورت، میتوان آن را نادیده گرفت یا با اقلام مشابه ادغام کرد. این اصل، حسابداران را از صرف زمان برای ثبت جزئیات بیاهمیت باز میدارد.
اهمیت کمی در مقابل اهمیت کیفی
اهمیت میتواند کمی یا کیفی باشد:
- اهمیت کمی: معمولاً بر اساس درصدی از سود خالص، داراییها یا درآمدها تعیین میشود. برای مثال، ممکن است توافق شود که هر مبلغی کمتر از ۰.۵ درصد از سود خالص، بیاهمیت تلقی شود.
- اهمیت کیفی: حتی اگر مبلغی از نظر کمی کوچک باشد، اگر ماهیت آن بتواند بر تصمیمگیری تأثیر بگذارد، بااهمیت است. به عنوان مثال، یک مبلغ کوچک رشوه یا پرداخت غیرقانونی، به دلیل ماهیت کیفی آن (تأثیر بر اعتبار شرکت)، همیشه بااهمیت تلقی شده و باید افشا شود.
نقش اهمیت در قضاوت حرفهای حسابدار
تعیین سطح اهمیت، یکی از مهمترین چالشها و مسئولیتهای قضاوت حرفهای حسابدار است. حسابدار باید شرایط خاص شرکت، صنعت و انتظارات ذینفعان را در نظر بگیرد تا آستانه مناسبی برای میثاق اهمیت تعیین کند.



اصل خصوصیات صنعت
اصل خصوصیات صنعت به این معناست که حسابداران باید ویژگی ها و خصوصیات منحصر به فرد صنعت مورد نظر خود را در گزارش های مالی لحاظ کنند. این اصل به حسابداران کمک می کند تا اطلاعات مالی را به گونه ای تنظیم کنند که با شرایط و ویژگی های خاص صنعت تطابق داشته باشد.
درواقع این اصول تنها برای این بخش ها کاربردی خواهند بود و به کارگیری آن ها در سایر صنایع منجر به ارائه اطلاعاتی کاملاً گمراه کننده خواهد شد. به عبارتی می توان گفت تنها ویژگی های این صنایع هستند که اعمال استثنا در به کارگیری اصول حسابداری را کاملاً توجیه پذیر می کنند. این انعطافپذیری برای اطمینان از مرتبط بودن و مفید بودن اطلاعات مالی ضروری است.



هر صنعت ویژگی ها و خصوصیات منحصر به فردی را دارد که تنها مختص خود بوده و با سایر صنایع مشترک نیست، در نتیجه برای این که گزارش های مالی در هر صنعت مفیدتر باشد باید از روش های خاص حسابداری مخصوص به آن صنعت به منظور مدیریت حساب های آن ها توسط شرکت های حسابداری یا حسابداران استفاده کرد.
کاربرد میثاق حسابداری در صنایع مختلف
این میثاق به این دلیل وجود دارد که همه کسبوکارها یکسان نیستند.
- مثال بانکداری: بانکها و مؤسسات مالی به دلیل ماهیت داراییها و بدهیهایشان (مانند وامها و ذخایر زیان اعتباری)، نیازمند استانداردهای گزارشگری بسیار متفاوتی نسبت به یک شرکت تولیدی هستند.
- مثال کشاورزی: در صنعت کشاورزی، به دلیل رشد طبیعی محصولات، شناسایی درآمد ممکن است بر اساس ارزش منصفانه در زمان برداشت انجام شود، نه لزوماً در زمان فروش (که مغایر با اصل تحقق درآمد در صنایع دیگر است).
این اصول محدودکننده حسابداری تضمین میکنند که گزارشهای مالی، ضمن حفظ استانداردها، با واقعیتهای عملیاتی آن صنعت همخوانی داشته باشند.



محافظه کاری یا احتیاط
اصل احتیاط یکی دیگر از اصول مهم حسابداری است که بر اساس آن، حسابداران باید همیشه جنبه های بدبینانه و محافظه کارانه را در گزارش های مالی خود در نظر بگیرند. این اصل به منظور جلوگیری از بیش برآورد دارایی ها و سودها و کمتر برآورد بدهی ها و زیان ها تدوین شده است.
واحدهای تجاری نباید از روش هایی استفاده نمایند که آن روش ها درآمدها و دارایی ها را بیش از واقع، و هزینه ها و بدهی ها را کم تر از واقع نمایش دهد. به عنوان مثال، قاعده اَقَل بهای تمام شده یا قیمت بازار از به کارگرفتن اصل محافظه کاری ناشی می شود.
هدف اصلی این میثاق این است که گزارشهای مالی، داراییها را بیش از حد برآورد نکنند و بدهیها را کمتر از حد واقعی نشان ندهند. این میثاق به عنوان یک “ترمز” عمل میکند تا از خوشبینی بیش از حد در گزارشگری جلوگیری شود.



به بیان ساده تر این اصل از میثاق های حسابداری، بر این موضوع تأکید دارد که هنگام وجود ابهام و در زمان پیش بینی ها باید با حفظ احتیاط و محافظه کاری، درآمدها را کم تر از میزان واقعی آن و مخارج بدهی ها را بیش تر از مقدار مورد انتظار در نظر گرفت.
بر اساس تحقیق انجام شده در Handbook of Public Economics تجزیه و تحلیل هزینه و فایده یک روش ثابت برای ارزیابی تصمیمات از نظر پیامدهای آنها ارائه می دهد و دستورالعمل هایی را برای ارزیابی تصمیمات دولت در زمینه های مختلف ارائه می دهد.
محافظهکاری در حسابداری (Conservatism) به معنای اتخاذ رویکرد محتاطانه در شرایط عدم قطعیت است.
قانون طلایی محافظهکاری این است: “زیانهای احتمالی را به سرعت شناسایی کن، اما سودهای احتمالی را تا زمان تحقق قطعی، شناسایی نکن.”
مثال کاربردی: اگر یک شرکت موجودی کالای قدیمی داشته باشد که ارزش بازار آن کاهش یافته است، باید فوراً کاهش ارزش آن را شناسایی و در صورتهای مالی منعکس کند (حتی اگر هنوز به فروش نرفته باشد). اما اگر شرکت انتظار داشته باشد که در آینده یک دارایی افزایش ارزش پیدا کند، این افزایش ارزش را تا زمان فروش و تحقق درآمد، شناسایی نمیکند.
انتقادات وارد بر محافظهکاری و تأثیر آن بر کیفیت سود
اگرچه محافظهکاری در جهت حفظ احتیاط و جلوگیری از ریسکهای مالی مثبت است، اما میتواند منجر به انتقاداتی شود. منتقدان معتقدند که محافظهکاری بیش از حد، میتواند منجر به ایجاد ذخایر پنهان (Cookie Jar Reserves) شود که مدیران در سالهای بعد از آن برای “صاف کردن” سود (Income Smoothing) استفاده کنند. در نتیجه، این میثاق حسابداری، در حالی که قابلیت اعتماد را افزایش میدهد، میتواند شفافیت کامل در مورد کیفیت سود را کمی کاهش دهد.
اصل خصوصیات صنعت: انعطافپذیری حسابداری بر اساس ماهیت کسبوکار
میثاق خصوصیات صنعت بیان میکند که اگرچه اصول پذیرفته شده حسابداری باید به طور کلی رعایت شوند، اما در برخی موارد، ماهیت خاص یک صنعت ممکن است ایجاب کند که از روشهای گزارشگری کمی متفاوت یا تخصصی استفاده شود.



اهمیت میثاق های حسابداری: نقش میثاق ها در گزارشگری مالی
اصول و مفروضات حسابداری به تنهایی جواب گوی نیاز گزارشات حسابداری به خصوص در برخی مواقع خاص نیستند، برای حل این مشکل، میثاق ها نقش تسهیل کننده ای دارند.
کنوانسیون های حسابداری با اصول و قواعد محدودکننده ای که بر نحوه گزارشگری مالی تأثیر می گذارند، نقش مهمی در بهبود شفافیت و قابلیت اطمینان اطلاعات مالی دارند. این قراردادها چارچوب استانداردی را برای تهیه و ارائه صورت های مالی فراهم می کند و از سوتفاهم ها یا تفسیرهای نادرست جلوگیری می کند.
یکی از اهداف اصلی قراردادهای حسابداری، ارائه اطلاعات مالی دقیق و قابل اتکا به ذینفعان مختلف از جمله: سرمایه گذاران، اعتباردهندگان و مدیران است. این اطلاعات به ذینفعان کمک می کند تا تصمیمات آگاهانه بگیرند. به عنوان مثال، میثاق هایی مانند: اصل احتیاط، تحقق درآمد و اهمیت به شرکت ها کمک می کند تا از ارائه نادرست یا تحریف جلوگیری کنند.
یکی از اثرات مثبت قراردادهای حسابداری شفافیت مالی بیشتر است. شفافیت در گزارشگری مالی شرکت ها را قادر می سازد تا اعتماد بیشتری از سوی سرمایه گذاران و سایر ذینفعان به دست آورند. این میثاق ها همچنین به هماهنگ سازی گزارشگری مالی در سطح بین المللی کمک می کند تا صورت های مالی شرکت ها در کشورهای مختلف قابل مقایسه باشد.
تأثیر میثاق های حسابداری بر شفافیت و قابلیت اعتماد اطلاعات مالی
گزارش های حسابداری باید قابل اتکا و شفاف باشند تا مدیران بتوانند براساس آن تصمیمات صحیحی بگیرند، اهداف مالی را مشخص کنن و برای نیل به آن ها برنامه ریزی لازم را انجام دهند.
یکی از اهداف اصلی میثاق های حسابداری، افزایش شفافیت و قابلیت اطمینان اطلاعات مالی است. این مشکل به ویژه در شرکت های فعال در بازارهای بین المللی اهمیت بیشتری پیدا می کند.
اصول و مقررات حسابداری مانند: اصل تطبیق هزینه و درآمد، و اصل افشا، اطلاعات مالی را به صورت استاندارد و شفاف ارائه می کنند. این به سرمایه گذاران و تحلیلگران اجازه می دهد تا اطلاعات مالی را به درستی تفسیر کنند و از تصمیمات اشتباه اجتناب کنند. علاوه بر این، این اصول از گزارشگری مالی تقلبی جلوگیری نموده و به افزایش اعتماد بازار کمک می کند.
ارتباط میثاق های حسابداری
همان گونه که میثاق های حسابداری با بخش های دیگر حسابداری ازجمله، اصول و مفروضات، استانداردها و … ارتباط دارد، بلکه این میثاق ها تکامل کننده یک دیگر می باشند.
ارتباط قراردادهای حسابداری به نحوه تعامل این اصول با یکدیگر و تأثیر آنها بر اطلاعات مالی اشاره دارد. این روابط نقش مهمی در هماهنگی و همسویی اطلاعات مالی دارند. به عنوان مثال، اصل احتیاط و اصل شناسایی درآمد با هم کار می کنند تا از شناسایی زودهنگام یا تحریف درآمد جلوگیری کنند.
علاوه بر این، شرایط حسابداری به شرکت ها کمک می کند تا تعادلی بین شفافیت و کارایی پیدا کنند. به عبارت دیگر، با استفاده از این اصطلاحات، می توان یک صورت مالی ساختاریافته و قابل فهم، بدون جزئیات غیرضروری یا پیچیدگی بیش از حد در اطلاعات به دست آورد.
اصول حسابداری در استانداردهای مالی بین المللی
برای رسیدن به یک نتیجه واحد در حسابداری، استفاده از یک اصول در مشخص و مدون در تهیه گزارشات حسابداری بسیار مهم است، بنابراین نقش استاندارد حسابداری بر کسی پوشیده نیست.
استانداردهای مالی بین المللی (IFRS) بر اساس اصول حسابداری تدوین شده اند. این استانداردها برای هماهنگ کردن گزارشگری مالی در سطح جهانی طراحی شده اند و شرکت ها را قادر می سازند تا فعالیت های شفاف و قابل مقایسه در بازارهای بین المللی انجام دهند.
استانداردهای حسابداری بین المللی بر اصولی مانند: اصل اهمیت، اصل انصاف و اصل سازگاری تأکید دارند. این سیاست ها به شرکت ها کمک می کند اطلاعات مالی خود را به گونه ای ارائه دهند که مشتریان بتوانند به آن اعتماد کنند. همچنین، IFRS شرکت ها را قادر می سازد تا تصمیمات مناسب تری را در یک محیط مالی پیچیده تر اتخاذ کنند.
یکی از نکات قابل توجه اصول حسابداری بین المللی، انعطاف پذیری آنها برای انطباق با شرایط مختلف است. به عنوان مثال، در برخی موارد، استانداردهای بین المللی ممکن است به شرکت ها اجازه دهند تا از رویه های متفاوتی برای گزارشگری مالی استفاده کنند، به شرطی که این رویه ها شفاف و توضیح داده شوند.
کاربرد میثاق های حسابداری در صنایع مختلف
استفاده از میثاق های حسابداری تنها به یک صنعت محدود نمی شود، بلکه تمام کسب وکارها با محدودیت هایی در گزارش گری همراه هستند.
صنایع مختلف از شیوه های حسابداری به روش های مختلفی استفاده می کنند. هر صنعت دارای ویژگی ها و نیازهای خاصی است که می تواند بر اجرای قراردادهای حسابداری تأثیر بگذارد. به عنوان مثال:
- صنعت تولید: در این صنعت، قراردادهایی مانند: اصل مقایسه هزینه ها و درآمدها، و اصل حسابداری از اهمیت بیشتری برخوردار است، زیرا هزینه های تولید و مدیریت داده ها باید مستقیماً گزارش شود.
- شرکت های خدماتی: قراردادهایی مانند: سیاست و اصول درآمدی نقش مهمی در این شرکت ها دارند. در این شرکت ها هزینه های انجام شده معمولا مشخص است و هزینه های عملیاتی باید بر این اساس مقایسه شوند.
- صنعت فناوری اطلاعات: اصول حسابداری مربوط به دارایی های نامشهود و تحقیق و توسعه در این صنعت از اهمیت بیشتری برخوردار است. شرکت های فعال در این زمینه باید هزینه های مرتبط با توسعه نرم افزار و فناوری را به دقت مدیریت کنند.
نتیجه گیری
اهمیت نقش میثاق های حسابداری برا کسی پوشیده نیست و تمام استفاده کنندگان از اطلاعات حسابداری با تمام آیتم های میثاق آشنا بوده و از آن استفاده می نمایند.
کنوانسیون های حسابداری به عنوان اصول اساسی گزارشگری مالی، نقش اساسی در شفافیت، قابلیت اتکا و استانداردسازی اطلاعات مالی دارند. این اصول با ارائه یک چارچوب استاندارد به شرکت ها کمک می کند تا اطلاعات مالی خود را به شیوه ای شفاف، دقیق و قابل مقایسه ارائه دهند. همچنین با تطبیق این قراردادها با استانداردهای بین المللی و نیازهای خاص هر صنعت، می توان کیفیت گزارشگری مالی را ارتقا و اعتماد ذینفعان را افزایش داد.
برای اطلاعات بیشتر و مطالعه مقالات مشابه با آپاداس همراه باشید.
سوالات متداول
خرید یک خودنویس را در نظر بگیرید که با آن میتوان دفاتر مختلف شرکت را نوشت، اگرچه این لوازمالتحریر خود بهتنهایی در زمره داراییهای شرکت میباشد و عمر مفید آن نیز ممکن است بیش از یکسال باشد، ولی میتوان با تقسیم بهای تمام شده آن به طول عمر مفید، کل هزینه خرید آنرا بهحساب همان دورهمالی منظور نمود.
یا برای مثال کسری، میزان دو تن در انبار نگهداری کیسههای سیمان، که در طی یکسال مالی بیش از دو هزار تن سیمان به آن وارد میشود، بسیار ناچیز و بیاهمیت تلقّی میشود، چرا که ممکناست باسکول، اختلافاتی را در میزان اندازهگیری داشته باشد و در نهایت آنها با یکدیگر جمع شده و اینمقدار کسری را ایجاد کرده باشند. البته همین مقدار کسری برای انباریکه میزان ورود و خروج اجناس به آن به ۵۰ تن میرسد بااهمیت تلقّی میشود و باید اختلافات گزارش شده مورد پیگیری قرار گیرند.
برای نمونه گزارش کامل بدهکاران بیمه، نمونهایاز بهکارگیری اصل فزونی منافع بر مخارج است، چراکه این گزارش علیرغم ارائه اطلاعات بسیار جامع درخصوص بدهکاران شرکت بیمه، بهدلیل حجم بالای گردش این حساب و مخارج بالای تهیه آن، گزارش کامل اطلاعات آن، مقرون بهصرفه نخواهد بود.
بهعنوان مثال میتوانیم به صنعت بیمه اشارهکنیم، قطعاً نحوه گزارشگری مالی در صنعت بیمه و یا رسیدگی به امورمالی آنها متفاوت از کارخانه تولید قند و شکر خواهد بود. در نتیجه باید برای هرکدام از آنها از روشهای جداگانه حسابداری استفاده کرد.
در صنایع مختلف با توجه به ویژگیها و خصوصیات خاص آنصنعت میتوان اقدام به تعدیل و یا اصلاح روشهای حسابداری نموده یا از روشهای جدیدی استفاده کرد. بهشرط آنکه اثبات گردد روشهای اصلاح شده یا جدید، اطلاعات سودمندتری نسبت به روشهای پذیرفته شده حسابداری ارائه نموده یا جهت جلوگیری از نتیجهگیریهای گمراهکننده، ضروری میباشد.
ایجاب مینماید که در شناسایی درآمدها تا زمان دسترسی به شواهد مستند و قابل اعتماد تأمل شود اما هزینهها و زیانها در صورت وجود شواهد کافی در مورد احتمال وقوع آن ها، بلافاصله شناسایی گردند. بهعنوان مثال اگر در پایان دوره مالی ارزش بازار اقلامی کمتر از موجودی بهای ثبت شده آن در دفاتر حسابداری باشد، لازم است کاهش مزبور محاسبه و بهعنوان یک زیان در گزارشهای مالی آورده شود. اصولا مبنای عمل فوق، قاعدهای بهنام قاعده اقل بهای تمام شده یا قیمت بازار میباشد که قاعده مزبور خود از بهکار گرفتن اصل محافظهکاری ناشی میشود.
چرا که در این زمان ثبتهای حسابداری باید کمترین تأثیر خود را روی درآمدها داشته و اثر اصلی را بر روی هزینهها ایجاد کنند تا از ارائه سودهای غیر واقعی جلوگیری بهعمل آید.
بهعبارت دیگر میتوان گفتکه باید درآمدها را با احتیاط بیشتری نسبت به هزینهها ثبت نمود و دقّت بیشتری را برای شناسایی و تخمین آنها بهخرج داد.
اصول حسابداری (مانند اصل تحقق درآمد، اصل تطابق، اصل واحد پولی) مبانی تئوریک و قوانین بنیادی گزارشگری را تعیین میکنند که باید رعایت شوند. در مقابل، میثاقهای محدود کننده حسابداری (قیود حسابداری) فیلترها و تعدیلکنندههای عملیاتی هستند که نحوه اعمال این اصول را در شرایط واقعی، با در نظر گرفتن عواملی مانند هزینه، اهمیت و احتیاط، مشخص میکنند. اصول، “چه چیزی” باید گزارش شود را میگویند؛ میثاقها، “چگونه” و “تا چه حد” باید گزارش شود را تعیین میکنند.
اگرچه هدف میثاقها افزایش قابلیت اعتماد است، اما سوء استفاده از آنها ممکن است. به عنوان مثال، اگر حسابدار یا مدیریت، آستانه اهمیت را به صورت غیرمنطقی بالا تعیین کند یا از میثاق محافظهکاری به صورت افراطی استفاده کند (مثلاً با ایجاد ذخایر بیش از حد)، میتواند منجر به دستکاری سود یا پنهانکاری اطلاعات بااهمیت شود. به همین دلیل، اعمال این میثاقها باید تحت نظارت دقیق و قضاوت حرفهای مستقل انجام پذیرد.
گردآورنده: نیلوفر شرقی 1400/11/06، دانشجوی مقطع کارشناسی، رشته حسابداری
آخرین آپدیت محتوا: 1404/09/24







